دنیای رنگارنگ منو به بازی دعوت کرده.مرسی زیاد.ببین روابط اجتماعی با من چه می کنه! اگه به خودم بود شاید تا هفته ی دیگه هم به روز نمی شدم. خوب حالا بریم که داشته باشیم بازیو بهترین پست: والا از بس پست دارم تو این وبلاگ نمی دونم کدومو بگم ولی بیشتر این و این پست قبل از امروز رو دوست دارم معرفی: بیست و چهار ساله/مجرد/فارغ التحصیل/مشغول به کار/دارای یک عدد برادر و خانواده ی مهربان فصل و ماه و روز مورد علاقه:زیاد برام فرقی نداره گاهی اوقات تابستون گاهی تیر گاهی مهر.حساس نیستم رو این قضیه.اما اکثرن دوشنبه /پنجشنبه و جدیدن سه شنبه رو خیلی دوست دارم.برام روزهای خاص تری هستند رنگ:واقعن بستگی داره رنگ چی باشه.گاهی اوقات سبز یشمی موسیقی: به شخص خاصی خیلی وابسته نیستم.بیشتر سبکی دنبال می کنم و آهنگ های زیبا رو.اما عاشق ویلون کنسرتوی بتهوون هستم به اضافه ی شاهکارهای کلاسیک اروپا.موسیقی سنتی ایران/نواحی/محلی رو دوست دارم.عاشق سازهای زهی زخمه ای شرق و غرب ایرانم.در ضمن هارد راکم علاقمندم بدترین ضد حال:نا موفق بودن نقشه ی فرار من و دوستم از سرویس مدرسه در سن هشت سالگی و شکست مفتضحانه ی ما که منجر به ا...
پستها
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
داشتم می گفتم...پونزدهم به کمک یه دوست جون عزیز که برام بلیط گرفته بود رفتیم کنسرت علیزاده از چهار پنج ماه قبل که خبر کنسرت وخوندم بی صبرانه منتظرش بودم.برام خیلی شب بزرگی بود مخصوصن برای اینکه این چند وقته هی با فامیل ها و اطرافیانش آشنا می شدم. شب کنسرت هم چند تا دوست عزیز و دیدم که باعث شیرین تر شدن اون شب شد تو حال و هوای نقد حسابی برنامه نیستم دوست دارم خیلی غیر حرفه ای امشب نظرم و بگم واقعن لذت بردم. اما یه چند دقیقه ی اول که بداهه نوازی بود گیج می زدم شاید چون خیلی وقت بود که عادت خوب گوش دادن واز دست دادم. خوب و راحت دنبال نکردم اما بعدش برگشتم یعنی علیزاده و خلج منو برگردوندند.تنبک خلج واقعن متفاوته همین طور استیل زدنش که برای من عجیب بود بر عکس علیزاده که این قدر قشنگ و راحت تار و تو بغلش گرفته بود که فکر می کردی جزیی از وجودشه.جفتشون سنگ تموم گذاشتن فکر کنم پونزده دقیقه ی آخر بود که یه سیم تارش پاره شد اما ادامه داد.آخرای این بخش دیگه من رو هوا بودم قسمت دوم با گروه همراه شدند و علیزاده هم شورانگیز می زد.جهانبانی و نیما و صبا هم بودند.من این چند سال اخیر علیزاده رو تو گروه ...
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
اوه اوه چه گردو خاکی اینجا گرفته.باشه بعدن میام فیکسش می کنم الان وبلاگ و این چیزا مهم نیست زندگی من از ریشه گردوخاک گرفته شدیدن به کسی احتیاج دارم که منو نجات بده.کسی که بتونه برام برنامه ریزی کنه تلفن هامو بزنه با همه برنامه ها رو هماهنگ کنه تازه و تو برنامش جایی برای استراحت وبرنامه های تفریحی هم بذاره.کککککممممممممکککککک
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
این گاد عزیز همیشه پر از سورپرایزه.بیشتر آرزوهام تو یه روز برآورده شد البته نه دقیقن اون جوری که من می خواستم اون جوری که خودش دوست داشت که نتیجش یه چیز شد.جمعه کلاس رفتم استخر رفتم به محک نرسیدم ولی امیدوارم تا سه شنبه کارم انجام بشه.جور شد بیشتر توضیح می دم راستی یادمه از کلاس جدید گفتم ولی یادم رفت بگم چیه کلاس مجسمه سازی با چوبه.همیشه یه علاقه ی خام کار کردن با چوب داشتم به طور هیجان انگیزی متوجه شدم که یکی از دوستام این کلاس و می ره منم تصمیم گرفتم یه امتحانی بکنم.البته این هفته دوره ی مقدماتی تموم می شه و باید تصمیم بگیرم چه سبکی و چه مدلی می خوام کار کنم.پیشنهادات پذیرفته می شود.من برم یه گشتی بزنم بینم در این زمینه چی گیرم میاد گاد عزیز هلپتو از ما دریغ نکن .مرسی زیاد بابت این چند روزه
از در و دیوار
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
سه هفته ی وحشتناک و گذروندم سه تا چهارشنبه ی شلوغ به خیر گذشت(البته چهارشنبه ی آخر از 8 صبح تا 10 شب درگیر کلاس ها و تصحیح برگه ها بودم) به این امید که تعطیلی بین دو ترم یه استراحتی می کنم اما آخرهای ترم رییس بزرگ گفت بلند شو بیا برات خواب دیدم در نتیجه هفته ی پیش هم شد یه چیزی مثل سه هفته قبلش.از این مدلها بودم که صبح 8/9 می ز دم بیرون و شب 9 جنازم می رسید من کار کردن و دوست دارم و به برنامه ی شلوغ هم عادت دارم ولی همیشه برنامم طوری بوده که وسط روز یه سر به خونه می زدم بعد دوباره می رفتم بیرون اما هفته ی قبل فقط برای خواب خونه بودم.مشکلم اینجاست که هنوز هیچی به نتیجه نرسیده و ماراتن هنوز ادامه داره تازه ترم جدید هم شروع شده و من مثل احمق ها قبول کردم که جمعه ها کلاس بگیرم.اگه میشد من شبها کم بخوابم و جون کار کردن تو خونه رو داشته باشم خیلی خوب می شد.این جوری به کارهای نیمه کاره هم می رسیدم.فقط امیدوارم همه چیز روبراه بشه چون من حالت برزخی رو نمی تونم تحمل کنم و گاهی فقط نتیجه برام مهمه و صبرم و زود از دست می دم.گاد عزیز لطفن هلپ زیاد بفرست نمی دونم چراامشب دوست دارم یه کم خودخواه باشم...