پست‌ها

humor in uniform

معلومه من دوباره جدی می رم سر کار و سرم شلوغه؟می دونم دیره اما بروم نیارید: آقا این مجموعه ی "مرد هزار چهره" شدید من و یاد اون قسمت humor in uniform مجله ی reader's digest می انداخت.اصولن کارهای مهران مدیری و دوست دارم چون تو کاراش پیشرفت هست البته کارهاش اصلن اصل نیست اما بلده از امکانات اطرافش خوب استفاده کنه.حتی موسیقی فیلم هم گاهی اصل نیست با این حال بلده خوب همه چیز و کنار هم بچینه.اون قسمتی که اپرای کارمن و گذاشته بود که خیلی به من چسبید.طنزش تلخ گاهی هم بی رحمه.خوب به مسائل روز می پردازه.نمی دونم همه ظرفیت داریم که این طوری مثل قشر کارمند/نظامی/پزشک/مدیر/هنرمند با هامون شوخی بشه یا نه؟همه ی فیلم یه طرف اساسی با دو تا نکتش خیلی حال کردم: یکی تضادی که تو خانواده ی نظامی نشون داد.یه دختر خجالتی معصوم داشتن که ورزش رزمی کار می کرد خفن و دیگه جمله های آخر مدیری که حرف دل آدم هایی با اعتماد به نفس کم و بدون جاه طلبی مثل من بود که دوست ندارند بازیچه ی بقیه بشن ولی چون زورشون نمی رسه باهاشون وارد بازی می شن.یه واقعییت تلخ زندگی اجتماعی که ازش گریزی نیست اما تو جامعه ای که ...

آفساید

بعد از ظهر.دو تایی با هم یا قرار گذاشتن دم عوارضی کرج با دوستای بابا/یه جای بزرگ وسیع که هدف همه همون سمته.یه عالمه آدم که قداشون از من بلند تره.منو نمی بینند اما من همرو نگاه می کنم.صف.عجله برای زودتر سیدن.بابا منو جلوی خودش میندازه یه سرباز که اونجاست و من همین طور که به جلو رونده می شم نگاهش می کنم.راهرو/ همهمه/صداهای مبهم اما قوی.وقتی اون تو می رسی ذوب می شی تو جمعیت هر چقدر هم سازه خودتو بزنی باز اون نیروی مرموز تو رو ذوبت می کنه همیشه اون صدای همهمه ی قشنگ بک گراند هست و خیلی هم دلنشینه.یه عالمه هیجان.حتمن سکوتش خیلی مرگ بار می شه بابا بزور جا پیدا می کنه.رو سکوهایی می شینم که یه کم ازشون بلندترم.گاهی اوقات هم جا نبود وایمیستادم.دیدین بازیکن ها از اون بالا همیشه هم راحت نبود مخصوصن وقتی بازی حساس می شد و همه بلند می شدن.من همیشه بعدش می پرسیدم گل شد؟ اکثرن می شنیدم نه آفساید بود!نمی دونستم چیه خیلی ها نمی دونستند مثه اینکه یه تغییراتی تو قانونش داده بودند.جدید بود برای خیلی ها!گاهی اوقات اون قدر دور بودیم که تشخیص گل برام سخت می شد.بین دو نیمه/خاطره ی مبهم از پسر های جوونی که رو ...

تموم شد

تعطیلات و می گم.به همین راحتی تموم شد.یه عالمه عید دیدنی یه عالمه پذیرایی یه عالمه حرف یه عالمه آدم.تموم شد خوب کارهایی که می خواستم انجام بدم انجام ندادم.البته یه سری استارت زدم ولی کاری کامل نشد.ان پی! یک سال وقت دارم انجام بدم مگه نه؟؟؟کلن این سیزده روز تعطیل کردم همه چیز و.می تونستم این قدر بی خیال نباشم اماچند تا اتفاق قبل از عید منفعلم کردهنوزم حلشون نکردم( گفتم مشکلاتمو شماها هم حل نکردید D: ) ولی فکر می کنم اگه دوباره برم سر زندگیم و همه چیز شروع شه اونام حل می شن.این چند روز انگار خاموش کرده بودم.حرکاتم لاک پشتی بود بر عکس همیشه که تو یه روز پونصد تا کار می کردم سال جدید شروع شد تعطیلات تموم شد.اما من چقدر تغییر کردم یا می خوام بکنم؟چقدر قراره تو سال جدید اونی باشم که می خوام؟مسلمن سال پیش نوروز راحت تری داشتم اما این نوروز انتظاراتم بیشتر بود سوالاتم/تصمیماتم برای خودم سخت تر بود.سوالات بی جوابم بیشتر شد.هنوز خستم چون چیزی حل نشد.تقصیره خودمم هست کنار کشیدم.اما همیشه میشه برگشت مگه نه؟

سیم کارت.کنسرت.محک.سینما

تصویر
داشتم می گفتم. سیم کارت موبایلم سوخت.من نمی دونم جریان چیه مراقب گوشیم هم هستم کنار وسایل الکترونیکی و این جور چیزا هم نذاشتم اما سوخت دیگه.اونم یه روزه پنجشنبه.به خاطر تعطیلی های زیاده آخر اسفند وصل مجددش می افتاد تا یکشنبه منم این وسطها کارتی که روش پین کد رو نوشته بود گم کردم.اوایل می گفتم که می رم ایرانسل می گیرم مگه میشه بدون موبایل و از این جور مسخره بازیا.ولی بعد یه هفته خاموش گذاشتمش کنار.خیلی تجربه ی خوبی بود.به همگان توصیه می شود.البته بهاش رو هم پرداختم.طی یک تماس تلفنی متوجه شدم که دوستان می خواستند منو برای این اکران با خبر کنند که اس ام اس ها نمی رسیده.یه برنامه ی کنسرت خصوصی هم بود که خدا رو شکر همون شب و به واسطه ی همون تلفن با بدبختی و اظهار ندامت از قهر با دنیای فن آوری بلیطش گیرم اومد شیر محمد اسپندار یه آدم پیر دوس داشتنی بلوچی که به همراه سازش که در جوانی از پاکستان آورده و دو تا نوازنده ی همراه به معنی واقعی کلمه هنر نمایی کردند. اجرای کوتاهی بود حدود یک ساعت اما فوق العاده. من یکی که خیلی جلو خودمو نگه داشتم که پا نشم برم وسط.همه بعد از اجرا ملودی قطعات رو زمزمه ...

بازی

اون یکی بازیه بود که باید راجع به مشکلات می نوشتیم! الان می خوام درش شرکت کنم.در زمان اوج بازی که قبل عید بود خیلی سرم شلوغ بود.سرما خوردم به مدت یه هفته که خیلی مزخرف بود مخصوصن چونکه هوا خوب بود و فصل سرما خوردگی تموم شده بود.تازه آخر ترم هم بود یه عالمه کار داشتم به همراه تب یه مشکل که از قبل از عید تا حالا همراهمه مشکل کارهای عقب افتادست.بیست و ششم که تعطیل شدم با کله رفتم سراغه این کارها ولی به علت مشکل ترافیک و کمبود وقت و رسیدگی به اموره خانوادگی! به همش نرسیدم.تازشم سیم کارت موبایلم هم سوخت و من یه هفته با دنیای فن آوری لج کردم و پیگیری نمی کردم البته آخرش پشیمون شدم :)یه عالمه خرید مونده.قربونش برم این دو هفته هم اساسن تعطیله و من نمی دونم کی به خریدام می تونم برسم.این که از زندگیم.توی کار هم چند تا مورد هست که باید بعد از عید رسیدگی بشن و من چون شش ماهه هستم دوست داشتم زودتر تموم بشن که نشد.هنوز یه سری مشکلات با این کار دارم که به نظرم طبیعیه فقط دو تا مشکله اساسی باهاش دارم به جز این دو تا بقیش اگه همه چیز رله باشه خوبه!یک: واقعن ساعت کاریش زیاده.نه و نیم تا شش و نیم.مشکل من...
یک دو سه آزمایش میشه.....یک دو سه آزمایش میشه

Sale No Mobarak

salaam salaam,sale no mobarak,ishalla noruze khubi dashte bashid va dar sale jadid b arezuhatun beresid agha berim sare bazi ke 20 sal pish da'vat shode budam,behtarin va badtarin ahangha,avval behtarinha: ye tozih ghablesh: kheili sakhte 7 ta entekhab kard,ye alame musighiye khub vojud dare man sa'y mikonam unairo begam ke bahashun bishtar khatere daram: 1. Someday, Nickelblack 2. Roxanne, Police 3. Every Breath You Take, Police 4. Careless Whisper, George Mickael Tozih: behtarin khateram az in 4 ta barmigarde be vaghtai ke az Tochal barmigashtam khune tu mashin hatman b ina gush mikardim ba dustam va az ye rahe mianbor miraftim,yani b jaye in ke mesle bacheye adam velenjako biam pain miraftim az dame daneshgah melli barmigashtim,chon khalvattar bud mishod ye alame sor'at raft,albate alan sor'at girhash kheili pishrafte shode,hal nemide dige ;) 5.chahar fasl, Vivaldi 6. Violin Concerto, Beethoven tozih: in 2 ta ham ke ashegheshunam,darvazeye vorude man b donyaye classi...