داشتم می گفتم....وبلاگ ها تاثیرگذارند، به قول امیر موج بود فکر کنم که آدم باید حواسش باشه داره کی رو فالو می کنه، تو این 10 ساله هیچ وقت از اینکه نوشته های عطای یک پنجره رو می خونم پشیمون نشدم، پیشنهادات فرهنگی شو دوست داشتم، نقطه نظراتش خیلی اوقات شبیهمه، یا شبیه ش فکر کردم، یه جورایی برای دنیای من یک نویسنده ی میانه رویی که با اینکه فرسنگ ها! فاصله داریم راحت می فهممش، حس می کنم مثل خودم سعی می کنه سیاه و سفید نباشه/ ننویسه....دید ادبی شو دوست دارم و امیدوارم هم چنان بنویسه، بیشتر....مثل گذشته و من دیگه وبلاگشو گم نکنم (یه مدتی بی وبلاگ بوده گویا من چند وقت گذشت تا برگشتنشو فهمیدم)
نمی دونم تاثیر بهاره، شنبه ست یا چی! اما از صبح دلم می خواد کارهای نیمه تمام رو تموم کنم، دلم می خواد مرتب کنم، دلم می خواد شخم بزنم ، بکارم. ای میل های یاهو! رو پاکسازی کردم وسط کارهای روزانه و شرم هم نداشتم که هزار تا کار رو سرم ریخته، باز راضی نشدم، این شد که اومدم اینجا. حس کردم باید حرف بزنم. از همین جنس جزییات بگم. فکر می کنم وقتی اینجا نمی نویسم ارتباطم با احساساتو افکارم گم میشه. جاهای دیگه حرف می زنم اما نمی دونم چرا اینجا ذهنمو مرتب می کنه. فکر کنم باز هم بنویسم در این اتاقک خاک گرفته...
نظرات