- آدم گاهی با خودش فکر می کنه، چه غلطی کردم، تو چه دردسری خودمو انداختم، من که داشتم زندگیمو می کردم.... آخه چرا اینجوری شد؟؟
- اوضاع اقتصادی اینقدر وحشتناک شده که دیگه منم ریخت و پاش نمی کنم دیگه، تو دیگه خودت حدیث مفصل بخوان و این حرفا
- من بعد از مدت ها باز دنبال یکی می گردم بیاد برنامه ریز من باشه، نبود؟؟؟ رسماً کار و زندگی قروقاطی دارم باز
- فکر کنم تا الان هیچ وقت این قدر درونگرا نبودم، رفتیم سه تایی بیرون، کلی حرف قشنگ می زنه بهمون بعد من اخفش وار نگاشون می کنم فقط، یه چیزی می گم که خودمم نمی شنوم و به حرف بقیه گوش می دم...چه وحشتناکه درونگرا بودن
- بعد از هزار سال رفتیم چیتگر، چسبید اما خب چرا مردم این شکلی ان؟؟؟ یعنی آدم هایی که اونجا بودن قشنگ مال یه کره ی خاکی دیگه بودن
- دهکده ی آبی پارس شدیداً پیشنهاد میشه، به ما که خیلی خوش گذشت :)
نمی دونم تاثیر بهاره، شنبه ست یا چی! اما از صبح دلم می خواد کارهای نیمه تمام رو تموم کنم، دلم می خواد مرتب کنم، دلم می خواد شخم بزنم ، بکارم. ای میل های یاهو! رو پاکسازی کردم وسط کارهای روزانه و شرم هم نداشتم که هزار تا کار رو سرم ریخته، باز راضی نشدم، این شد که اومدم اینجا. حس کردم باید حرف بزنم. از همین جنس جزییات بگم. فکر می کنم وقتی اینجا نمی نویسم ارتباطم با احساساتو افکارم گم میشه. جاهای دیگه حرف می زنم اما نمی دونم چرا اینجا ذهنمو مرتب می کنه. فکر کنم باز هم بنویسم در این اتاقک خاک گرفته...
نظرات