نمی دونم تاثیر بهاره، شنبه ست یا چی! اما از صبح دلم می خواد کارهای نیمه تمام رو تموم کنم، دلم می خواد مرتب کنم، دلم می خواد شخم بزنم ، بکارم. ای میل های یاهو! رو پاکسازی کردم وسط کارهای روزانه و شرم هم نداشتم که هزار تا کار رو سرم ریخته، باز راضی نشدم، این شد که اومدم اینجا. حس کردم باید حرف بزنم. از همین جنس جزییات بگم. فکر می کنم وقتی اینجا نمی نویسم ارتباطم با احساساتو افکارم گم میشه. جاهای دیگه حرف می زنم اما نمی دونم چرا اینجا ذهنمو مرتب می کنه. فکر کنم باز هم بنویسم در این اتاقک خاک گرفته...
- یعنی تعادل! شده کلید گمشده ی زندگی من. البته همیشه اینطور بوده به این مفهوم که اصلاً تعادل نداشتن قسمتی از زندگی منه :) برنامه های شلوغ پلوغ روزانه، بله گفتن به هر برنامه ی تفریحی فرهنگی هنری علمی و....که سر راهم قرار می گیره با یه عطش باورنکردنی به بله گفتن به این فرصت ها. بعد یهو روزهای آروم، روزهای بی صدا، بی برنامه، فقط برای خودم....این نوروز هم همین طور بود روزهایی بود که از خونه بیرون نرفتم (فقط دو روز!) و روزهایی که از صبح تا شب سر گرم بودم با دید و بازدید و گردش های علمی با دوستان عزیز! فکر می کنم بیشتر به خاطر اینکه یه سری روتین داشتن تو زندگی برام کسل کننده بوده همیشه این عدم تعادل و رعایت کردم! اما حالا این داستان داره کسل کننده میشه، فکر کنم دارم یه کم متعادل می شم!!! - نوروز مفید یعنی استفاده ی بهینه از وقت! یعنی مرتب کردن inbox 4000 تایی من و فقط 400 تا ای- میل داشتن (خیلی به خودم افتخار می کنم در مورد این پاکسازی D:) و نوروز مفید یعنی مرتب کردن سی دی و دی وی دی ها (البته هنوز تموم نشده اما باز افتخارو این حرف ها). خوشحالم الان - بوی عود رو خیلی دوست دارم اما عودهام دار...
نظرات