همیشه جزییات منو به خودشون مشغول می کنند، اصلاً چیزی برای من زیبا نیست تا جزئی ازش برام زیبا باشه، خاطرات هر چند در بهترین زمان و مکان اتفاق بیفته باز من باید یک جز بسیار خاص و زیبا توش پیدا کنم تا برام جاودانه بشه...حتی آدم ها، برای ارتباط باهاشون یک خصوصیت خاص کافیه.....و حالا این روزها، یادآوری خنده ها، مهربونی های کوچیک، لحظه های خاص و کوتاه این چند وقته است که زیباست، کل زیبایی رو پشت سر نذاشتم از اول دنبال جزییات خاص بودم، این روزا اونا برام یادآوری می شن
نمی دونم تاثیر بهاره، شنبه ست یا چی! اما از صبح دلم می خواد کارهای نیمه تمام رو تموم کنم، دلم می خواد مرتب کنم، دلم می خواد شخم بزنم ، بکارم. ای میل های یاهو! رو پاکسازی کردم وسط کارهای روزانه و شرم هم نداشتم که هزار تا کار رو سرم ریخته، باز راضی نشدم، این شد که اومدم اینجا. حس کردم باید حرف بزنم. از همین جنس جزییات بگم. فکر می کنم وقتی اینجا نمی نویسم ارتباطم با احساساتو افکارم گم میشه. جاهای دیگه حرف می زنم اما نمی دونم چرا اینجا ذهنمو مرتب می کنه. فکر کنم باز هم بنویسم در این اتاقک خاک گرفته...
نظرات