بسیار زیاد خوشحالم که دارم "ام بی ای" می خونم، خوشحالترم که دارم تو موسسه می خونم نه دانشگاه، بیشتر خوشحالم که دارم تو ایران می خونم و به فارسی.این آخریه برام مهمتره چونکه من همش تو رویای "مدیریت به زبان انگلیسی" بودم و "وای یعنی آرزوم اینه که برم واریک ام بی ای بخونم" و این حرفا بودم، اما این فارسی خوندنه و این تو ایران بودنه برای منی که فعلاً دوست دارم اینجا بمونم خیلی کاربردیه، انگار تازه تازه دارم آدم ها رو می شناسم، انگار تازه داره باورم میشه کجا زندگی می کنم و آدم های روبه رومو چه جوری میشه خوشحال کرد، راضی نگه داشت، حالا اینکه از استاندادرهام دارم میام پایین یا نه رو نمی دونم اما کلاً ذوق دارم
پ.ن.1. واریک یه دانشگاه انگیلیسیه که من آرزوم بود/ هست که حتی اگه شده یه نیمچه واحد اونجا بگدرونم اما نشده تا حالا
پ.ن.2. باید باهاش حرف بزنم بگم چه جوری میشه هم ام بی ای و بومی کرد هم استاندارد داشت! احتمالاً جواب نگیرم اما باید برم دنبالش، باید بزنه من اوضاع دستم بیاد، یه بحث قدیمی داریم سر اینکه وقتی چیز جدیدی وارد میشه چه جوری باید ایرانی بشه ، حالا از هر جنسی می خواد باشه، از جنس نت نوشتن موسیقی تا تاسیس ان.جی.او، بحث سر اینه که چه جوری میشه هر چیز وارداتی طعم ایرانی پیدا کنه
زندگیم شده بازی دمینو (domino). برنامه هامو منظم می کنم، کارهام مشخصه، اما برنامه، برنامه ی شلوغیه. برنامه ی روزانه ام به دیواره که هر کی هم که رد شد دید من خوابم بیاد برنامه رو نگاه کنه اگه وقتشه بیدارم کنه. کارهای روزانه ام شده مثل بازی دمینو. هر یه دمینو یکی از کارهاست: کلاس، کار، کلاس، کتاب، ورزش، غذا، خونه، فیلم، کار....همینطوری این دومینوهای سفید با خال های سیاه رو می چینم و می رم جلو، تو یه ردیف صاف هم نمی چینم، شکل می دم به چیدمان، یه جورایی از بالا مثل پیچ های جاده چالوسه، می ره جلو، زمان می گذره. در ظاهر همه چیز خوبه اما اون وسط ها خسته هم می شم به نظر من من اندازه ی دمینو ها نباید برابر باشه، همشون نباید یه قد باشند اما این "دمینو ست" رو من درست نکردم از کارخونه که اومده این شکلی بوده؛ همه یه اندازه، همه یه قد. گاهی خسته می شم، یکی از دمینوها رو میندازم، اون کارو انجام نمی دم، وقتی می افته می خوره به بغلی، اونم می افته می خوره به بعدی....می ره تا آخر ردیف، شانس بیارم دمینو اولی نزدیک ته ردیف باشه که تعداد دمینوهای افتاده کم باشه...یه کارو که انجام نمی دم برای جبران...
نظرات