فکر کنم یه دو هفته ای میشه که بیماری "جوع" گرفتم البته بعضی از دوستها معتقدند که من همیشه این بیماری و داشتم اما به نظر خودم تازه بهش مبتلا شدم، رسماً دارم وحشتناک می خورم و اصلاً هم سالم نمی خورم، شدید به همه چیز میل دارم، از غذای سالم بگیر تا سوسیس و کالباس و سس واین چیزا، جالبیش اینه که یه کم هم هر روز سلام بر خورشید می رم اما هیچ اثری نداشته و همین چند کیلویی ( نمی دونم دقیقاً چقدر از بس که از ترازو استفاده نمی کنم) که تو مریضی رفته بود چند کیلوترش برگشته حسابی! خدا بخیر کنه عاقبت این هوس جدیدو.
- یعنی تعادل! شده کلید گمشده ی زندگی من. البته همیشه اینطور بوده به این مفهوم که اصلاً تعادل نداشتن قسمتی از زندگی منه :) برنامه های شلوغ پلوغ روزانه، بله گفتن به هر برنامه ی تفریحی فرهنگی هنری علمی و....که سر راهم قرار می گیره با یه عطش باورنکردنی به بله گفتن به این فرصت ها. بعد یهو روزهای آروم، روزهای بی صدا، بی برنامه، فقط برای خودم....این نوروز هم همین طور بود روزهایی بود که از خونه بیرون نرفتم (فقط دو روز!) و روزهایی که از صبح تا شب سر گرم بودم با دید و بازدید و گردش های علمی با دوستان عزیز! فکر می کنم بیشتر به خاطر اینکه یه سری روتین داشتن تو زندگی برام کسل کننده بوده همیشه این عدم تعادل و رعایت کردم! اما حالا این داستان داره کسل کننده میشه، فکر کنم دارم یه کم متعادل می شم!!! - نوروز مفید یعنی استفاده ی بهینه از وقت! یعنی مرتب کردن inbox 4000 تایی من و فقط 400 تا ای- میل داشتن (خیلی به خودم افتخار می کنم در مورد این پاکسازی D:) و نوروز مفید یعنی مرتب کردن سی دی و دی وی دی ها (البته هنوز تموم نشده اما باز افتخارو این حرف ها). خوشحالم الان - بوی عود رو خیلی دوست دارم اما عودهام دار...
نظرات