اومدم بنویسم که بله وقتی می گم باید رفت یه جای شلوغ یا برعکس یه جای دور افتاده درست می گم چون جامعه ی ایرانی شده یه جامعه ی بسته که همه با هم همزمان باید یا مذهبی بشن یا غیر مذهبی یا تکنولوژی زده، همه باید با هم یهو یه چیزی داشته باشن، از تردمیل تو خونه گرفته تا آیفون تصویری! و گرنه اون خونه دیگه خونه نیست، اومدم بگم که از این بسته بودن جامعه چه تو ایران چه برای ایرانی های خارج از کشور حالم بهم می خوره، از این گروه کشی ها از این تعاریف مسخره از این خط کشی ها...، اصلاً ما چه مذهبی باشیم چه لاییک ملت خط کشی هستیم، ملت چهارچوب های نفهمیده! ملت ترسو! ملتی که از آدم هایی که عضو گروهای تعریف شدشون نباشه می ترسه و یا بی اعتنایی می کنه یا مقابله....اومدم راجع به این چیزها حرف بزنم که این ویروس مزخرف نمی ذاره و یه هفتست منو انداخته و فکر کنم آخر سر منو بکشه :) از من که گذشت شما مراقب خودتون باشید که مریض نشید شاید منم زنده موندم برم یه جای شلوغ که از هر رنگ و سلیقه ای یه نمونه وجود داشته باشه آدم هاش اینقدر سرشون شلوغ باشه و اهل گروه بازی نباشن تا منم بتونم نفس بکشم و تو این جای بسته خفه نشم :)
- یعنی تعادل! شده کلید گمشده ی زندگی من. البته همیشه اینطور بوده به این مفهوم که اصلاً تعادل نداشتن قسمتی از زندگی منه :) برنامه های شلوغ پلوغ روزانه، بله گفتن به هر برنامه ی تفریحی فرهنگی هنری علمی و....که سر راهم قرار می گیره با یه عطش باورنکردنی به بله گفتن به این فرصت ها. بعد یهو روزهای آروم، روزهای بی صدا، بی برنامه، فقط برای خودم....این نوروز هم همین طور بود روزهایی بود که از خونه بیرون نرفتم (فقط دو روز!) و روزهایی که از صبح تا شب سر گرم بودم با دید و بازدید و گردش های علمی با دوستان عزیز! فکر می کنم بیشتر به خاطر اینکه یه سری روتین داشتن تو زندگی برام کسل کننده بوده همیشه این عدم تعادل و رعایت کردم! اما حالا این داستان داره کسل کننده میشه، فکر کنم دارم یه کم متعادل می شم!!! - نوروز مفید یعنی استفاده ی بهینه از وقت! یعنی مرتب کردن inbox 4000 تایی من و فقط 400 تا ای- میل داشتن (خیلی به خودم افتخار می کنم در مورد این پاکسازی D:) و نوروز مفید یعنی مرتب کردن سی دی و دی وی دی ها (البته هنوز تموم نشده اما باز افتخارو این حرف ها). خوشحالم الان - بوی عود رو خیلی دوست دارم اما عودهام دار...
نظرات