بیست و شش. به همین سادگی. عجیب و باورنکردنی. حقیقتی شیرین. دنیای کوچک من در 20تیر هر سال شادی و دلهره ی غریبی را در کنار هم تجربه می کند. با من تجربه می کنید؟
- یعنی تعادل! شده کلید گمشده ی زندگی من. البته همیشه اینطور بوده به این مفهوم که اصلاً تعادل نداشتن قسمتی از زندگی منه :) برنامه های شلوغ پلوغ روزانه، بله گفتن به هر برنامه ی تفریحی فرهنگی هنری علمی و....که سر راهم قرار می گیره با یه عطش باورنکردنی به بله گفتن به این فرصت ها. بعد یهو روزهای آروم، روزهای بی صدا، بی برنامه، فقط برای خودم....این نوروز هم همین طور بود روزهایی بود که از خونه بیرون نرفتم (فقط دو روز!) و روزهایی که از صبح تا شب سر گرم بودم با دید و بازدید و گردش های علمی با دوستان عزیز! فکر می کنم بیشتر به خاطر اینکه یه سری روتین داشتن تو زندگی برام کسل کننده بوده همیشه این عدم تعادل و رعایت کردم! اما حالا این داستان داره کسل کننده میشه، فکر کنم دارم یه کم متعادل می شم!!! - نوروز مفید یعنی استفاده ی بهینه از وقت! یعنی مرتب کردن inbox 4000 تایی من و فقط 400 تا ای- میل داشتن (خیلی به خودم افتخار می کنم در مورد این پاکسازی D:) و نوروز مفید یعنی مرتب کردن سی دی و دی وی دی ها (البته هنوز تموم نشده اما باز افتخارو این حرف ها). خوشحالم الان - بوی عود رو خیلی دوست دارم اما عودهام دار...
نظرات
--------
فکر کنم تولدت مبارک و اینا!
تولدت مبارک خیلی زیاد :) :) :)
دیشب که بهت گفتم درددل های خودمو و افکارمو! هنوز کامل کامل با خودم به ارامش نرسیدم..ولی دارم تلاشمو می کنم!
راستی از شوهرت در بلاگم نام بردم! خودتو نمی دونستم چی بنویسم!اسم و اصل و نسب!؟؟
فعلا گمنام گذاشتمت!
so I corrected for you,sorry!
bythe way,How is Lars?
I dont know his name`s spell,so correct me if its wronge!
just a thought!!!
may be,may be,you pretended not to know my husband`s name?to show me that you dont have feelings for him?huh?
which one! choose wisely!