نه دیگه اینجوری نمیشه.باید یه راه دیگه پیدا کرد.عجب دوره زمونه ای شده ها.دیگه نمیشه چیزی رو حوس کرد.نمیشه حوس کرد یهو با دوستات بزنین به دشت و بیابون.نمیشه حوس کرد یهو با دوستات خراب شین خونه ی یکی.نمیشه حوس کرد حتی در عرض چند دقیقه همه رو گیر آورد و تو یه کافی شاپی دید.نمی دونم چرا ولی دیگه نمیشه.حالا اینا یعنی اینکه ما بزرگ شدیم؟قرن بیست و یکمی شدیم؟ رنگ دوستی ها کم شده؟ یا تو این دنیای شلوغ پلوغ این قدر وقت کمه که فقط خیلی خیلی نزدیکا حق استفاده از وقت ما رو دارن؟گفتم پاتوق جدید کجاست؟لوت و پوت ونک و کتابفروشی جاویدان یوسف آباد.خدا به داد حقوق این ماه برسه.من خودم خودم و متنبه می کنم برم به چند تا دوست قدیمی بزنگم دو نقطه دی
زندگیم شده بازی دمینو (domino). برنامه هامو منظم می کنم، کارهام مشخصه، اما برنامه، برنامه ی شلوغیه. برنامه ی روزانه ام به دیواره که هر کی هم که رد شد دید من خوابم بیاد برنامه رو نگاه کنه اگه وقتشه بیدارم کنه. کارهای روزانه ام شده مثل بازی دمینو. هر یه دمینو یکی از کارهاست: کلاس، کار، کلاس، کتاب، ورزش، غذا، خونه، فیلم، کار....همینطوری این دومینوهای سفید با خال های سیاه رو می چینم و می رم جلو، تو یه ردیف صاف هم نمی چینم، شکل می دم به چیدمان، یه جورایی از بالا مثل پیچ های جاده چالوسه، می ره جلو، زمان می گذره. در ظاهر همه چیز خوبه اما اون وسط ها خسته هم می شم به نظر من من اندازه ی دمینو ها نباید برابر باشه، همشون نباید یه قد باشند اما این "دمینو ست" رو من درست نکردم از کارخونه که اومده این شکلی بوده؛ همه یه اندازه، همه یه قد. گاهی خسته می شم، یکی از دمینوها رو میندازم، اون کارو انجام نمی دم، وقتی می افته می خوره به بغلی، اونم می افته می خوره به بعدی....می ره تا آخر ردیف، شانس بیارم دمینو اولی نزدیک ته ردیف باشه که تعداد دمینوهای افتاده کم باشه...یه کارو که انجام نمی دم برای جبران...
نظرات
بحث پــــــولههههههه !!!!!
بوی پول خورده بهت مدیر جان ، نمیتونی کار رو ول کنی !!!!
لوت و پوت هم چون نزدیک خونه ماست ، ماله ماست !!!!
میرم به آقاهه میگم رات نده !!!
دوستی ها کمرنگ شده+ وقت هم نیست= قرن الان!
البته وقت نیست..یعنی اینکه وقت برای بعضی افراد نیست...یعنی ادم کارهایی داره که همیشه به دوستاش ارجحیت داده میشه