داشتم می گفتم....وبلاگ ها تاثیرگذارند، به قول امیر موج بود فکر کنم که آدم باید حواسش باشه داره کی رو فالو می کنه، تو این 10 ساله هیچ وقت از اینکه نوشته های عطای یک پنجره رو می خونم پشیمون نشدم، پیشنهادات فرهنگی شو دوست داشتم، نقطه نظراتش خیلی اوقات شبیهمه، یا شبیه ش فکر کردم، یه جورایی برای دنیای من یک نویسنده ی میانه رویی که با اینکه فرسنگ ها! فاصله داریم راحت می فهممش، حس می کنم مثل خودم سعی می کنه سیاه و سفید نباشه/ ننویسه....دید ادبی شو دوست دارم و امیدوارم هم چنان بنویسه، بیشتر....مثل گذشته و من دیگه وبلاگشو گم نکنم (یه مدتی بی وبلاگ بوده گویا من چند وقت گذشت تا برگشتنشو فهمیدم)
- یعنی تعادل! شده کلید گمشده ی زندگی من. البته همیشه اینطور بوده به این مفهوم که اصلاً تعادل نداشتن قسمتی از زندگی منه :) برنامه های شلوغ پلوغ روزانه، بله گفتن به هر برنامه ی تفریحی فرهنگی هنری علمی و....که سر راهم قرار می گیره با یه عطش باورنکردنی به بله گفتن به این فرصت ها. بعد یهو روزهای آروم، روزهای بی صدا، بی برنامه، فقط برای خودم....این نوروز هم همین طور بود روزهایی بود که از خونه بیرون نرفتم (فقط دو روز!) و روزهایی که از صبح تا شب سر گرم بودم با دید و بازدید و گردش های علمی با دوستان عزیز! فکر می کنم بیشتر به خاطر اینکه یه سری روتین داشتن تو زندگی برام کسل کننده بوده همیشه این عدم تعادل و رعایت کردم! اما حالا این داستان داره کسل کننده میشه، فکر کنم دارم یه کم متعادل می شم!!! - نوروز مفید یعنی استفاده ی بهینه از وقت! یعنی مرتب کردن inbox 4000 تایی من و فقط 400 تا ای- میل داشتن (خیلی به خودم افتخار می کنم در مورد این پاکسازی D:) و نوروز مفید یعنی مرتب کردن سی دی و دی وی دی ها (البته هنوز تموم نشده اما باز افتخارو این حرف ها). خوشحالم الان - بوی عود رو خیلی دوست دارم اما عودهام دار...
نظرات