- خب نمی دونم اسمش چیه؟ بعضی ها بهش می گن کودک درون من بهش می گم اژدهای خفته...خلاصه هر چی که هست مال من بیدار شده و این روزا متحیرم کرده. غلط نکنم مال این هوای لامصبه. آروم قرار ندارم، تمرکز ندارم و در حد یه بچه ی چهار ساله لجباز، خودرای و کله شق هستم. مستعد عاشق شدن هستم در حذ بنز...
- در همین راستا در چند روزه گذشته دوبار رفتم بام تهران که بار اول بعد از پیچ اول بارون و تگرگ و رگبار و تجربه کردم. هوا وحشتناک عالی بود.
- حسن ریوندی: پدیده ی جدید جمهوری اسلامی ( به قول پالپ ). یه کسیه تو مایه های ماهی صفت و دارودسته من واقعن خوشم اومد ازش.
- من واقعن چی کار کنم؟؟؟ چند ماهه که واقعن در اوج چاقی هستم. اصلن عکس های این چند وقته رو دوست ندارم. واقعن مثل حامله ها هستم و صورتم ورم داره. همه ی همکارهای قدیمی که جدیدن منو می بینن کاملن حرفامو تایید می کنن. تا حالا رژیم نگرفتم و اصلن از این کار خوشم نمیاد.کمک
- زندگی سخته این روزا....تابستون سختی بود امیدوارم پاییزش بهتر باشه. راستی عید فطر هم مبارک، امسال خیلی منتظر ماه رمضان بودم، زود گذشت مثل بقیه ی زندگی.... یه عالمه هم غر دارم اما به قول خودم که داشتم به دوستم می گفتم، دیگه سر شدم، بی خیال شدم، حسمو از دست دادم، فشار و ناراحتی بیش از حد تحملم شده به همین خاطر وقتی بیشتر میشه دیگه تاثیر گذار نیست، البته این خوب هم هست...از یه جایی به بعد کرخت شدم

نظرات

‏MisS nc گفت…
آره در حد گاو ماده چاق شدی.
آدم حالش بد میشه تو رو میبینه. زودتر به فکر رژیم باش . اگه حذفای فریبا جون ( مرجع تقلید) رو گوش میداد و مسخره بازی در نمیاوردی ، الان باربی بودی.

پست‌های معروف از این وبلاگ