رفتم دکتر گفتش چشمام یازده دهم شده.خدا رو شکر به خیر گذشت این عمله.الان که فکرشو می کنم می بینم ریسکی بوده برای خودشا.آقا می خوام زمین برای والیبال اجاره کنم نگی نگفتما.والیبالیاش اس ام اس بدن!در ضمن هی می خوام یه چیزی و بگم یادم میره.باید برم رو مخه دخی خاله کار کنم این جا رو یه صفایی بده دو نقطه دی
نمی دونم تاثیر بهاره، شنبه ست یا چی! اما از صبح دلم می خواد کارهای نیمه تمام رو تموم کنم، دلم می خواد مرتب کنم، دلم می خواد شخم بزنم ، بکارم. ای میل های یاهو! رو پاکسازی کردم وسط کارهای روزانه و شرم هم نداشتم که هزار تا کار رو سرم ریخته، باز راضی نشدم، این شد که اومدم اینجا. حس کردم باید حرف بزنم. از همین جنس جزییات بگم. فکر می کنم وقتی اینجا نمی نویسم ارتباطم با احساساتو افکارم گم میشه. جاهای دیگه حرف می زنم اما نمی دونم چرا اینجا ذهنمو مرتب می کنه. فکر کنم باز هم بنویسم در این اتاقک خاک گرفته...
نظرات
کی میرسی بری والیبال ؟؟
بابا مدیر تو دیگه الان باید یه خونه بخری که توش زمین والیبال و گلف و پیسا اسکی داشته باشه ، اجاره چیه دیگه !
---
مخ دختر خالت احتمالا الان تعطیله، وبلاگ خودشو ببین چه زشته.