بعد از مدت ها بدون نگرانی از دیر رسیدن یا نرسیدن و نگرانی از امکانات به کمک یه مدیر مهربون دوباره تونستم برم اتاق بازی بیمارستان محک و یه دو ساعت کامل با بچه ها بازی کنم، همیشه به خاطر شلوغی اتاق بازی محک می رفتم بیمارستان مفید اما این سری جور شد و خود بیمارستان اصلی رفتم، حضور روانشناس تو اتاق بازی و یه داوطلب دیگه و امکانات بازی کامل از منچ و مار پله و اتللو گرفته تا فوتبال دستی و کیبورد باعث شد خستگی قبل از بازی با بچه ها یادم بره و لذت بودن کنارشونو با تمام وجود حس کنم اتاق بازی یعنی بچه های شاد، یعنی ممانعت از حس افسردگی در بچه ها، یعنی تلاش در معمولی کردن زندگیشون و بچه های این دفعه از علی گرفته تا امینه ای که فقط ترکی می فهمید فوق العاده بودن، شاید ضعیف ترین فرد تو اتاق خودم بودم از بس که مثل "مفید" عمل می کردم و همش نگران مقررات بودم و چون تو جمع از همه غریبه تر بودم شاید خجالتی هم بودم و کلاً خاله ی سخت گیری بودم، یادم می رفت خب اینجا بچه ها می تونن وسایل بازی رو ببرن، یا میشه باهاشون منعطف تر بود، از اتاق که بیرون می رفتن سکته می کردم که کجا میرن ام...
پستها
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
من اصولاً دوست ندارم آرایش بکنم، کلاً با قیافه ی خودم بدون آرایش حال می کنم، تعداد روزهایی که در زندگیم آرایش کردمو اگه با هم جمع بزنید شاید به یک سال هم نرسد، حالا من! منی که به نظرم آدم هایی که بدون آرایش از خونه بیرون نمی رن از یه دنیای دیگه اومدن چند روز اینجوری شدم که صبح به صبح که تو آینه نگاه می کنم بدون آرایش چشم به نظرم خیلی زشتم، خیلی بی حالم، خیلی بی روحم و یه آرایش آشغالی باید رو چشمم باشه در حد یه خط خیلی/ خیلی نازک اما باید باشه بعد برم بیرون، کلاً از فیافه ی خودم حالم بد میشه، حالا چرا اینجوری شدم، موقتی یا نه شو نمی دونم! خدا به داد برسه کلاً
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
عروسی دختر خاله کوچیکه نزدیکه، تو هر مودی باشی هر جای کارت مشکل داشته باشه وقتی حرف عروسی و مهمونی آدم های نزدیکت میشه نمیشه جلوی حس زنانگی رو گرفت، اینجوری میشه که تو لیست کارهای روزا نه ت می نویسی تماس با "س" و فیکس کردن جلسه ی شنبه مطالعه قبل از جلسه با آقای ف چه خاکی تو سرم بریزم برای لباس ای میل به میم چه رنگ لاکی خوب میشه؟؟؟ کی برم مانیکور پدیکور؟ چکمه بخرم یا کلاً یه لباس دیگه بگیرم؟ ریختن پول کلاس آلمانی به حساب الف . . . . .
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
اگه هم چنان دست خودم بود که احتمال زیاد به این زودی ها اتفاق نمی افتاد، براش اون فیلم مستند در مورد جام حهانی آلمان و بردم (سلام نگار)، خوشحال شد، گفت خب بیا آلمانی بخونیم، خصوصی! این جوری شد که امروز باید معلمه رو پیدا کنم و با هم قرار بذاریم، یعنی تا هفته ی دیگه من سر کلاس آلمانی هستم؟؟؟ ذوق دارم برای انسی: عزیزم با استادم mentor داریم کلاس می گیریم، نترس برای نگار: فحش نده خب، من خیلی دوست دارمشون دیگه، فرهنگشونو، مدیریتشونو، کشورشونو....
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
حدس می زنین این شرکت تو کدوم خیابونه؟؟؟ میرداماد!!!! خب ایشالا که حتماً کارشونو خوب انجام می دن اما خب واقعاً وقتی تو ترافیک بعد از ظهر داری سانت به سانت از کنارش رد می شی نمی تونی فکر نکنی که اینا دارن چی کار می کنن، چی و دارن مطالعه می کنن، نتیجه ی مطالعه شونو به کی دارن میدن یا چرا تو روزای بارونی روی سر درشون یه پارچه نمی کشن؟؟؟
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
آدمی که شهودی باشد گاهی لال می شود نه به خاطر حرف نزدن بلکه به خاطر نتوانستن در بیان آنچه می بیند/ حس می کند. همه چیز نشانه هست اما نشانه های غیر قابل ارجاع، نشانه های در پس ذهن، غیر قابل توصیف. مثل حس کردن مرگ، مثل تسلیم شدن قبل از تصادف، مثل بو کشیدن برف نیامده یا حتی حس کردن اتمام رابطه لال می شوی شاید حتی نه به خاطرنتوانستن بلکه به خاطر شنیده نشدن. وقتی که کلمات پیوند نمی دهند، سکوت ها پررنگترند و نشانه ها معلق در هوا....متنفرم از این لالی خفه کننده
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
دلم می خواد خر کاری کنم، یعنی در حد مرگ در حال کار کردن باشم، بعد به کیفیتش فکر نکنم اما خودش همینجوری خیلی با کیفیت باشه، بعد پولش هم خوب باشه و من هی در حال کار کردن باشم و به هیچی فکر نکم، بعد من هی بخونم، بخونم و هر چی می خونم بلافاصله قابل استفاده کردن باشه.... چرا اینقدر رسیدن به آرزوها سخته؟ پ.ن. از این پست معلومه هر کاری می خوام بکنم به نتیجه نمی رسه و من دارم تو این چرخه های به انجام نرسیده به فرسودگی می رسم؟؟؟ نه؟؟؟ خب خدا رو شکر