پست‌ها

سال نو

تموم شد. سال 85 رو می گم.سالی که به قول خیلی ها پاچه گرفت.سالی که توش کارای عجیب غریب زیاد کردم.سالی که تا مرز 3/4 تا سکته ی قلبی و مغزی رفتم و شکر خدا به خیر گذشت.سال خنده ها و گریه ها و چون داستان این اتفاق ها تموم نشده سخت میشه سالو تموم شده فرض کرد.البته طبیعی هم هست. زندگی جریان داره خودتو جرواجر هم بکنی نمی تونی جلوی گذر زمانو بگیری برای همین نوروز برای من یه معنای دیگه ای پپدا کرده برای من شده بازنگری شما رو نمی دونم.شاید دیگه خیلی برام مهم نباشه که در اطرافم همه چیز نو باشه بیشتر این سفر درونی مهمه.البته این چند روز اخیر خودمو رها کردم چون خستم از اوایل اسفند دشارژ شدم. داریم یه سفر کوتاه می ریم امیدوارم همه "فول شارژ" برگردیم.خلاصه خوبی بدی دیدید حلال کنید.برای همه سال فراموش نشدنی و آرزو می کنم امیدوارم همه در تجربه هامون به حقایق جدیدی از زندگی برسیم.دلامونو صاف کنیم و به قول فرانچسکو بدون قضاوت و بدون محدودیت به هم عشق بورزیم پ.ن.اگه دیگه کامپیوترم خراب نشه و برادر عزیزم مودم و نسوزونه اینجا بازسازی خواهد شد :-) منتظر باشید

فیدلر س ی ا س ی می شود

می گن در دوران لوئی شانزدهم وقتی قیمت نون گرون میشه و مردم ناراضی "ماری آنتوانت" از موضوع تعجب کرده و گفته: وا چیزی نشده که اگه مردم نمی تونن نون بخورن برن شیرینی بگیرن و از این حرفا این قضیه هم باعث یه شورش تو پاریس شد که در روند انقلاب فرانسه تاثیر داشته.حالا من چند ماهه دارم فکر می کنم چرا حرف های "پرزیدنت" ما در مورد گوجه فرنگی هیچ تاثیری نداشت.شاید علتش سیستم سیاسی چند لایه ی ایران باشه.رهبری ریاست جمهوری مجلس خبرگان شورای نگهبان تشخیص مصلحت و....خوب وقتی یه اتفاقی می افته به خاطر مسائل پشت و روی پرده مردم نمیدونن مسبب اصلی کیه که برن خرشو بگیرن.نمیدونم شاید پاریسی ها زیادی حساس بودن و ما زیادی منفعلیم.امان امان چه روزگاری شده ها پ.ن.1 من این مدت کامپیوترم خراب بود برای همین پست جدید نداشتم پ.ن.2 دستگیری نیلوفر گل کارو بقیه تو جریانات اخیر شدید منو تو فکر برده یه سری احساسات متضاد نسبت به این قضایا دارم.با توجه به این که یه کم باهاش آشنا هستم امیدوارم این مسائل تاثیر بدی در آیندش نداشته باشه

Fiddler is very morose & gloomy

un vaghti ke daneshju budam o adabiato ye jure dige tajrobe mikardam hamishe fek mikardam in chiza maale unast,kamel hesseshun mikardam gahi oghat mishod mesaal hasho tu jaame'eye khodemun peyda kard amma un moghe' I was just an observer.I could diagnose but no particular treatment ya shayadam kheili jeddi dombale darman nabudam.But believe me hich vaght fek nemikardam in chiza baraye khodam pish biad ya doroatrafam baraye adamai ke beheshun vabaste hastam b vujud biad: Lack of communication,being wierd while socializing,getting scared to start relationship or even a conversation,unproductivity,no fertility,no satisfaction,acting like a vagabond and a coward,wearing masks,being indifferent.......and worst of all Losing Faith in each other. fek mikardam hameye ina ye seri bimariye gharne 20 0miye ke maale unast,ya hadde aghal az man dure vali hich vaght fek nemikardam dar gharne 21 bekham bahash dasto panje narm konam. Fekkonam man hamishe ye "Romantic"(manzuram dore...

نقد و بررسی دوستانه ی برنامه ی نود 3

نمی دونم می دونید یا نه جمعه و شنبه ی گذشته در کانال 3 شاهد نقد و بررسی دوستانه ی برنامه ی 90 بودیم که از آدم های فوتبالی دعوت کرده بودند که این برنامه رو نقد کنند.برای منم دعوتنامه اومده بود اما من چون خیلی "فروتن" هستم نرفتم اونجا و تصمیم گرفتم به عنوان یک شخصیت برجسته در ورزش ایران و جهان از همین تریبون نظرات خودم رو اعلام کنم من یا بهتره بگم ما (خانواده) نود رو از خیلی وقت پیش می بینیم.از اون زمانیکه روء سای سابق پرسپولیس و استقلال را رودرروی هم تو برنامه آوردن و بحث های داغی اونجا شد.از اون به بعد یواش یواش پا بند برنامه شدیم و اسم برنامه به خاطر جسارتش و مطرح کردن مستقیم مسائل و به جون هم انداختن ملت فوتبالی تو خونه ی ما از نود به "نبرد" تغییر کرد همیشه برنامشو کامل نمی بینم ولی از کم و کیف برنامه مطلعم.گاهی اوقات هم می رم می خوابم بعد بابا برام تعریف می کنه چه خبر بوده گاهی اوقات خودشم می خوابه فرداش از دوستاش می پرسه به طور کلی برنامه ی خوبیه و جایگاه قدرتمندی نه تنها بین مردم بلکه بین رئیس روء سا داره به طوری که می بینیم شخصیت های اول فوتبال به راحتی دعوت ب...

Fiddler on the Roof or خانه ای روی آب

با اینکه همیشه دوست دارم نگاه مثبتی به زندگی داشته باشم گاهی اوقات وقتی خودمو توی این جامعه می بینم می ترسم. از نگاه کردن به آینده می ترسم. دیگه خیلی تکراریه که آدم بخواد از اوضاع سیاسی و اجتماعی جامعه شکایت کنه ولی گاهی اوقات برای توصیف شرایطی که توشه به تعبیر های جدید احتیاج داره " خانه ای روی آب" یکی از اوناست. فیلمشو دیدین دیگه؟ من خیلی دوسش دارم و هر وقت به وضعیت موجود و آینده فکر می کنم چیزی جز خانه ای روی آب به ذهنم نمی رسه و همیشه اون صحنه از فیلمو که دختره ( اسم هنرپیشش یادم نیست ) رو تخت بیمارستان اینو میگه تو ذهنم میاد. اما این جمله خیلی خیلی برای من منفیه برای همین به خاطر شرایط جامعه اسم اینجا رو گذاشتم Fiddler on the Roof چون این مفهوم مثبت برام داره. درسته هردوشون نشون دهنده ی شرایط سخت هستند اماfiddler داره تلاشه خودشو می کنه که یه نغمه ی خوشایند بزنه هر چند در حال سقوط باشه. چیزی که قضیه رو سخت تر می کنه اینه که مرز بین این دو نگاه خیلی باریکه. این قدر شرایط سخته که آدم ها براحتی می شکنند و به جای اینکه یه fiddler خوب باشن فقط خانه ی روی آبشونو می بینن که این...

فیدلر و پست جدید

می دونید مشکل چیه؟ مشکل اینه که من در موقع احتیاج وسایل مورد نیازم دم دستم نیست به همین دلیل نتونستم پست جدید بنویسم با اینکه حرف زیاد داشتم. من 3 تا سر رسید دارم و یک وبلاگ قبلن فقط یک یا دو تا سر رسید فعال در آن واحد داشتم بعد دیدم نمیشه همه چیزو با هم قاطی کرد برای همین تعدادشونو بردم بالا. مثلن کارهایی که یادم میره یا حتمن باید تا فلان تاریخ انجام بدم و تو سر رسید کرم می نویسم و jgdshgdsfs& ghfdgdfsdgh تو سر رسید سبز و آبی می نویسم. برای چیزهای کلی و جزئی دیگه و از درو دیوار هم وبلاگمو دارم. همه ی این داستان ها هم به خاطر اینه که بتونم ذهنمو منظم کنم و وسط شلوغ پلوغی ها چیزهای مهم از یادم نره. اما مشکل از اینجا شروع میشه که از هفته ی پیش که دوباره کلاس ها شروع شد اکثرن بیرون از خونه هستم و نمی تونم 3 تا سر رسید و با خودم اینور و اونور ببرم لب تاپ هم که ندارم به همین خاطر یه چیزهایی که می خواستم تو وبلاگ بنویسم و تو سر رسید کرم نوشتم و حرفم تموم شد و دوباره سخته اونا رو اینجا بنویسم دیگه برام تازه نیستن. اما از اون بدتر دیروز که باید سر رسید سبز رو با خودم می بردم دوباره با سر ر...

فیدلر و این روزا

چقدر خوبه که آدم یک عدد برادر مهربون داشته باشه که در زمان داشتن بیماری با علائم آنفولانزا و مصمومیت ببرت بیرون که یه دوری بزنین و حالت جا بیاد بعد یهو اون برادر مهربونه سورپرایزت کنه و ببرت کافی شاپ مورد علاقه داداشی میسی بابت دیروزلاو یو هر چند که امروز تقریبن Tombstone کردی منو ولی به خاطره دیروز می بخشمت :)) آقا چقدر من از تعطیلات بدون برنامه بدم میاد اونم وقتی که اکثر دوستات در مناطقی مثل کیش و شیراز ولو هستند. سر درد گرفتم از بس پای تی وی و کامپیوتر بودم. از بس بی حوصله بودم حتی یک صفحه کتابم نخوندم. انسی خدا بگم چی کارت کنه خوب یه دقیقه بشین تو خونه دیگه خدایا پیلیز فردا بهتر از امروز باشه thx in advance